تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد... -

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت.........تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذار

ورق های پاسور رو روی همدیگه سُر میدم ،

با یه دست بینشون فاصله میندازم ،

بُرشون می زنم و باز توی آغوش هم هُلشون میدم ،

فکر نمی کردم یک روز مجبور بشم راه قلب من و قلب تو رو از زبون ورق های پاسور و دل سیاه قهوه بیرون بکشم ،

یه واقعیت تلخه :

راه ما از هم دور شده ،

خیلی دور شده ...

...

بی تو بودن کار من نیست تا دلت نرفته برگرد

ما که راهمون یکی بود چرا جاده ما رو گم کرد ؟؟؟

...

 

پانوشت :

آدمک من دیگه خسته شدم بس که جلوی چشمات بال بال زدم و تو منو ندیدی

آدمک من دیگه خسته شدم بس که قلبم شکست

...

/.

+نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت16:58توسط زهرا | |