تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد...

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت.........تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذار

به نلم خدا

سلام

ولادت سه ماه تابان امام حسین و حضرت ابوالفضل و امام سجاد (علیهم السلام) رو بهتون تبریک میگم.

معمولا صدا و سیما در این مناسبت های خاص برنامه های مختلفی رو تدارک می بینه.

رادیو جوان هم در این سه شب برنامه سه ماه تابان رو با همکاری تیم پچ پچه های پنج شنبه ای به روی آنتن برد.

در طی این سه روز و یا اعیاد دیگه نمی دونم فرصت کردید برنامه ستاره زد سلام کن رو ببینید یا نه !

این برنامه که کار شبکه تهرانه با صدای فرمان فتحعلیان شروع میشه و مجریش هم آقای جلیلونده (اگه درست گفته باشم)

چند شب پیش ارتباط تلفنی مستقیم داشتند با مکه و مدینه و اونطرف خط هم کسی نبود جز مدیر محترم شبکه جوان ... دکتر گیل آبادی ...

خیلی قشنگ حرف زدند و حال و هوای اونجا رو توصیف کردند.

به یاد برنامه جوونی آزاد افتادم .

بعد از اذان مغرب که همه تو یه خلسه عرفانی قشنگی هستند ارتباط تلفنی می گرفتند با زهره هاشمی.

چقدر حرفاش شیرین و به قولی خوشمزه بود.

شاید می تونم بگم قبلا کسی برای من از حال و هوای مکه اینطور زیبا حرف نزده بود.

و روزی که نماز جماعت رو مستقیما از مکه مکرمه پخش کردند ....

..............

در یک کلمه می تونم بگم :

واقعا زیبا بود هم حرفای زهره سادات هاشمی و هم دکتر گیل آبادی.

 

 

 

مطلب دیگه یه سری از ناگفته های کوله پشتی چهاره.

البته خودتون در جریانش هستید اما این مقاله برام خیلی جالب بود و یه بخشیشو میذارم :

.

.

.

یکی از پرسش هایی که در مورد برنامه کوله پشتی مطرح می شود این است که چرا از تریبون شبکه سوم باید به مردم مسائل را وارونه جلوه داد؟

مجری جایگزین برنامه (به دستور مدیران) می گوید :فرزاد به علت کسالت توانایی اجرای برنامه را ندارد...

آیا آنها نمی دانستند فرزاد 1.5 ساعت دیگر در جام جم برنامه ای زنده را اجرا می کند؟

آیا برنامه تلویزیونی باید دروغ گفتن را که یک گناه کبیره محسوب می شود به بیننده بیاموزد؟

چرا شورای نظارت دربرابر این گناه کبیره سکوت کرد ؟

در سالهای اخیر شاهد بودیم که در همین برنامه موضوعاتی از جمله نخبگان علمی و جانبازان و شهدا و نیز شب آرزوها _لیله الرغائب_ مورد توجه قرار گرفته است.

این محتوای ارزشی در قالبی جوان پسند و شیک که بی تردید محصول تفکر حسنی و زاهدی بود موجب فتح باب جدیدی در برنامه های چالشی تلویزیون شده است

آیا باید چنین تفکراتی و پرداختن به چنین موضوعاتی به راحتی فراموش شود؟

آیا تنها بخاطر چند دیالوگ که خاصیت یک برنامه چالشی است باید دستور حذف به او داد؟

اما حسین مظفر عضو شورای نظارت که به شدت پیگیر حذف حسنی از کوله پشتی بود گفت :

تصمیم بر اخراج فرزاد حسنی به دنبال برخورد نامناسب او با رییس پلیس تهران صورت گرفت .

و نوع ادبیات گفتاری وی تضعیف و تخریب طرح امنیت ملی را در پی داشت !!!!!!!!!!؟!!!؟!!!!

او (همون مظفر) در ادامه افزود :

برکناری حسنی از کوله پشتی برامد از نظرات عموم جامعه (!) بود که رییس سازمان هم به این نظر احترام گذاشت.

اعضای شورای محترم نظارت (محترم ؟؟؟) در طی این فرصت کم چگونه دیدگاه مردم برای حذف حسنی را به دست آوردند ؟

( تا جایی که من خبر دارم همه از حذف فرزاد ناراحت شدند حالا عموم مردم رو از کجا آوردند ؟)

 

خوب برای اینکه آپم طولانی نشه و چشماتون درد نگیره ادامه این مطلب رو بعدا میذارم.

راستی کامنت بذارید تا ببینم موافقید ادامه این مقاله رو بذارم یا نه ......

 

قانون :

هر کس آزاد است در این وبلاگ هر موقع دلش خواست کامنت بگذارد.

تبصره اش با شما !!!

کامنت گذاشتن آزاد !

 

 

خداحافظ ......

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت15:1توسط زهرا | |

به نام زیبای زیبا آفرین زیبا دوست

سلام

اینــــــــــــــجا هفت ترانه نیست !!!

(ولی شما با لحن سعید پورمحمودی بخونید انرژی بگیرید!)

 

همونطور که حتما با خبرید از شنبه اجرای برنامه کوله پشتی رو آقای مدرس به عهده دارند و همچنین گفتند فرزاد حسنی به خاطر کسالت در برنامه نیست.

از این بابت خیلی ها ناراحت و نگران شدند.

دیروز آقای مهران دوستی گفت که فرزاد رو دیده و حالش خوبه.

ولی مثل اینکه دیگه مجری برنامه کوله پشتی نیست و ترجیح داده فعالیتش رو در جام جم و رادیو ادامه بده !

( من خودم بطور کامل اطلاع ندارم و چیزهایی که نوشتم گفته های آقای دوستی در نشانی بوده )

farzad

یادش بخیر....

کوله پشتی ۴

مجری :  فرزاد حسنی

 

 

 

امروز براتون متن پایانی برنامه هفت شنبه رو میذارم نوشته فرزاد حسنی .

خیلی وقت بود از این نوشته های قشنگ نذاشته بودم:

سالها دل طلب تو را از ما میکرد

سالها بود که در کنارم بودی و نمی دیدمت

سالها بود آهسته آهسته آب می شدم به امید روزی که دریا را در آغوش بگیرم

سالها دل طلب تو را از ما میکرد

.......... تویی که نمی شناختمت

تویی که سالها منتظر رسیدنت بودم و مدت ها بود که آمده بودی

سالها بود که با تو آشنا بودم و نمی شناختمت

و سالها بود که در کنارم بودی و نمی دیدمت

سالهای سال ...............

دستها و شانه ها قرابتی (؟) طولانی دارند

باید دستها را روی شانه ها کاشت

تا خورشید بودنمان تا سپیده بیدار باشد

 

هفت شنبه 15/4/1386

 

من فایل صوتی این برنامه رو هم دارم ولی نمی دونم چطور بذارم.

خوشحال میشم سایتش رو برام بنویسید.

منتظر کامنتاتون هستم

از تموم دوستایی که پست قبل کامنت گذاشتند ممنونم !

حرف دل :

..............

کوله پشتی بدون فرزاد مثل اقیانوس بدون آبه !!!

..................

برای سلامتی تموم مریضا هم دعا کنید.

خداحافظ همین حالا ...

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت15:43توسط زهرا | |

سلام

امروز براتون یه مصاحبه میذارم از مجری خوب و دوست داشتنی رادیو

کسی که صدای آرامش بخش و قشنگش رو همتون دوست دارید

مصاحبه با : .........................زهرا هاشمی !

از اونجایی که خیلی زیاده امیدوارم چشاتون درد نگیره !

 

شاید سال 74 که مشهد را به قصد تهران برای شرکت در آزمون ورودی کلاسهای فیلمسازی ترک می کرد فکر نمی کرد که تا اینجا پیش آید، هر چند خیلی ها -از جمله مدیر اعظم رادیو- معتقدند لیاقت او بیش از اینهاست.

به هرحال پدر را که از پذیرفته شدن دختر بزرگش در آزمون به شدت عصبانی بود راضی کرد تا 25 هزار تومان ( معادل 250 هزار ریال !) هزینه کلاس را بپردازد.

پس از اتمام دوره کلاسهای تابستانی که در میدان آزادی تهران برگزار می شد به ناچار به مشهد بازگشت و با اعتماد به نفس بالا -مثل امروز- فیلمنامه 45 دقیقه ای را که نوشته بود برداشته و به صداوسیمای مشهد رفت تا برای خود کاری دست و پا کند !

حراست صداو سیمای مشهد از اعتماد به نفس بالای دختر شوکه (شاید هم هیجان زده، عصبانی و شاید هم بدون هیچ احساسی !)سعی می کند او را مجاب کرده تا به خانه بازگردد، غافل از اینکه سادات خانم وقتی اراده می کند حتما باید آن کار را انجام دهد .....

بلاخره با اصرار موفق می شود تا با معاونت سیما ملاقات کند و در صدای مشهد مشغول به کار می شود !

حضور و فعالیت در تمامی قسمتهای رادیو و تلویزیون از او در زمانی قریب به دووازده سال یک آچار فرانسه تمام و کمال ساخته است.

زهره سادات پس از دو سال برای حضور در صداوسیما و برنامه نیمرخ به پیشنهاد معاونت سیما -پورنژادی- دوباره به تهران عزیمت می کند و البته ماندگار می شود تا امروز و روزهای دگر هم .........

زهره سادات هاشمی مجری توانای شبکه رادیویی جوان با اجرای برنامه های ساعت 25، قرار شبانه و کافه اندیشه یکی از بهترین های رساه است .......

 

 

 

زهره هاشمی و فرشید منافی سبک خاصی اجرا می کنند ، شاد و اکتیو .

در کدام یک از این سه برنامه همان اجرا را داری ؟

من در برنامه های شاد حضور داشتم اما نوع اجرایم خیلی شاد نیست !

اصولا جنس صدایم پرانرژیست اما در حال حاضر هیچیک از برنامه هایی که دارم شاد نیست.

ولی جالب است اولین جمله ای که دکتر گیل آبادی به من گفت این بود که :

»دختر تو چرا اینقدر شیک اجرا می کنی؟«

 

شیک اجرا کردن یعنی چه ؟

بیانت، نوع حرف زدنت، طوری است که عامه مردم اینگونه صحبت نمی کنند اما پشت میکروفن هم دقیقا همین هستم که الان روبروی شماست.شاهد و گواهش هم این است که هرگاه بیرون اگر نشناختند که من زهره هاشمی ام گفتند :

خانم شما صداتون خیلی قشنگه! مثل گوینده های رادیو صحبت می کنید.حتما تست بدید !

این اتفاق تقریبا بدون استثنا همیشه برایم تکرار می شود.

 

بعد از گفته دکتر گیل آبادی در اجرای زهره هاشمی چه تغییری به وجود آمد ؟

هیچی! چون اولا من خودم هستم.در ثانی معتقدم موفق ترین آدمها بخصوص در رادیو که تنها ابزار صداست کسانی هستند که خودشان باشند.

 

چقدر گذراندن دوره های فن بیان برای ورود به رادیو اهمیت دارد ؟

فن بیان از ملزومات است که متاسفانه به ندرت این اتفاق می افتد.

خود من دوره فن بیان نگذرانده ام و فکر می کنم بالای نود درصد از همکارانم هم مثل من هستند.

این آموزش در رسانه خیلی ضعیف است هرچند اداره کل آموزش معاونت صدا گوینده ها را مجبور کردند دوره هایی را بگذرانند، اما لزوما کلاسهای برگذار شده به دردبخور نبوده.

از این رو آموزش در کشور ما مقاله ای مجهور مانده !

 

یعنی گوینده ها بدون گذراندن دوره های آموزشی انتخاب می شوند ؟

برای گوینده شدن باید تست داد.چون گویندگی سلیقه ای است.

صدا، لحن و نوع گفتار سلیقه است.اگر در تست قبول شدی باید بروی در پخش و کار گویندگان را از نزدیک ببینی.

 

یعنی کار آموزی ؟

گوینده های قدیمی یکی-دو سال فقط می گفتند :اینجا تهران است، رادیو جوان (مثلا)!

ولی امروز خیلی سریع گوینده را می فرستند سر برنامه زنده.

یکی از معضلات رادیو این است که گوینده صفر کیلومتر را رزرو پخش معرفی می کنند.گوینده رزرو پخش کسی است که هر زمان ،هر اتفاقی که می افتد او باید آماده ترین فرد باشد.

امروز متاسفانه ساختار به گونه ای است که ضعیف ترین گوینده ها را در شیفت پخش می گذارند و این باعث می شود که گوینده های حرفه ای ما برای این کار نیایند.

 

اولین جمله ای که در رادیو گفتی چه بود ؟

اولین نقشی که به من سپرده شد پیجر راه آهن بود که گفتم :

مسافران محترم از شما دعوت می شود جهت سوار شدن به سکوی .... آماده شوید !

 

چرا گوینده های رادیو صریح و بی پرده صحبت می کنند اما مجریان تلویزیونی به شدت محافظه کارند ؟

زیرا رادیویی ها امنیتشان بیشتر است.در تلویزیون به دلیل داشتن تصویر ، امنیت کمتری دارند.

برای کوچکترین عمل یک مجری تلویزیونی به شدت عکس العمل نشان داده می شود.

 

حرف آخر ؟

سوم مرداد ماه عازم سفر حج هستم.از تمام مسئولین مملکتی حلالیت می طلبم.

چون برخی اوقات در برنامه های مختلف بد حالشونو گرفتم !!!

 

 

 

خوب حالا به افتخار چشمای خودتون و انگشتای من :

سه ... دو .. یک .

هفتایی ها ........ هو هو !!!!!

 

بی صبرانه منتظر نظراتون هستم.

خداحافظ .

+نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت15:29توسط زهرا | |