تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد...

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت.........تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذار

بسم الرب النور...

سلام...چه خبرا؟

امیدوارم خوب و خوش باشید

آپ امروزم پر از خبرای جدیده!

هفت شنبه در عید نوروز با نام خارق العاده روی آنتن میره.

این برنامه از اول تا هفتم فروردین ساعت ۱۷ الی ۱۹ پخش میشه.

در هفته دوم هم برنامه شر و شور در همین ساعت پخش میشه.

همچنین صبح ها هم برنامه ای از ساعت ۹الی ۱۱ پخش میشه که٬

در هفته اول فرشید منافی و در هفته دوم امیر منوچهری مجریش هستند.

شبکه سوم سیما هم ویژه برنامه ای برای لحظه تحویل سال  تدارک دیده با نام :

مژده بده

که سه شنبه ۲۹ اسفند ۸۵  ساعت ۲۲:۱۵ شروع میشه.

این برنامه کاریه از بروبچه های کوله پشتی و به احتمال زیاد فرزاد حسنی اجرای این برنامه رو به عهده داره

(فکر کــــــــــــــــــــــن!سال تحویل با داداش فرزاد)

خوب از تبلیغات بیرون میام.حالا بریم سراغ هفت شنبه!

قسمتی از متن آخرین برنامه هفت شنبه در آخرین جمعه سال ۸۵ رو می نویسم :

 

مادرم ٬ عزیزم

برای تو عید نرفته که بیاد.

خاتون همه گریزها و گریزها

عزیز خانم همه روزهای عزیز

تو هیچ وقت روبان سبزه همیشگی سفره رو باز نکردی.

ماهی هیچ رودخانه ای را در تنگ حبس نکردی که حالا به رود دیگری بسپاری.

سکه هیچ دورانی را به نام نزدی و سر سفره نیاوردی که حالا برداری و باز برگردونی.

مادر از وقتی که سین سفره هفت سینت ساله ٬

سالی که سربازت سودای سعادت بر سرش افتاد و سرداری کرد ٬

سفره هفت سینت از آن روزها هم هست و هم مثل همه سفره ها نیست...

مادرم سفره ات سفره نیست ٬

                                     سفرنامه عشقه!!!

هفت شنبه...۲۵/۱۲/۱۳۸۵

این هفت تا گل هم برای همه هفتایی ها!

اول از همه داداش خوبم...فرزاد حسنی و هشنگ و دونه درشت

شبنم مقدمی عزیز و دلنواز و خاله اقدس

افشین حسینخانی...مرد خطرات و خاطرات

امیر منوچهری و آقا صفدر و بخصوص مرحوم پدر بزرگوارشون...!!!

امیر زنده دلان...بچه زنده

مریم جلینی و مرد مخفی

الهام زرتاختی و فلفلی

...محمودرضا قدیریان

و تمام هفت تایی های پشت شیشه و شما هفتایی های شنونده

این گلا هم برای تموم شمایی که به وبلاگم سر می زنید...

و من رو با نظراتتون دلگرم می کنید...

از همتون ممنونم.

امیدوارم در سال جدید به تموم خواسته هاتون برسید.

من رو هم دعا کنید...

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

 sale no

 

آخرین کلام :

عشق مانند هوا در همه جا جاری است.

تو نفس هایت را قدری جانانه بکش...

 

سال نو مبارک...خداحافظ !

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت8:45توسط زهرا | |

بسم الرب النور

سلام...

 

شقایق چشمک شبنم تموم صبح رو تر کرده

سلام نور و آیینه به قلب ما سفر کرده

سلام ایوون سلام کلبه سلام صبح غزل بارون

سلام پرچین همسایه سلام خوشبختی پنهون

دوباره چشمای مادر ٬ دوباره قامت بابا

جهان روشن تر از دیروز نشسته در کنار ما

سلام عطر نماز صبح سلام لالایی دیشب

بیا صبح شلوغ من برو تنهایی دیشب

سلام ایران...سلام ایران...سلام ایران...

 

سلام دوستای همیشگی و خوبم.حالتون چطوره؟

این شعری که براتون گذاشتم سروده داداش فرزادم بود و محمد علیزاده خونده.

دلیل گذاشتنش هم این بود که الان حدود ۸ صبحه که من دارم آپ می کنم و تا یک ساعت دیگه هفت شنبه شروع میشه.

راستی همونطور که خودتون خبر دارید من هم درگذشت کارگردان خوب و توانای سینمای کشورمون مرحوم رسول ملا قلی پور رو به تمام دوستداران هنر هفتم و همینطور خانواده شون تسلیت میگم.

خدایش بیامرزد...

فصل ٬ فصل خانه تکانی است.

اما نه فقط غبار روبی از منازل مسکونی٬

بد نیست سری هم به سرای دل بزنیم و دستی به سر و روی خاطراتمون بکشیم.

شاید لازم بشه خیلی هاشون رو از بایگانی بیرون بیاوریم و دور بیاندازیم.

آنهایی که از جنس کینه٬حسرت و اندوهند...

اصلا بیایید فکر کنیم جنس اونها برای سال جدید مد نیست...!

شاید هم در میان خاطره ها عتیقه های ارزشمندی بیابیم...

اونهایی که از جنس شادی و لبخند هستند...

اونهایی که هیچ وقت کهنه نمی شوند...

حیف نیست بر قامت چنین سرمایه هایی گرانبها ٬

زنگار تاریخ نقش ببندد؟

بی انصاف نباشیم!

این خاطرات باید صیقلی شوند و جلوی چشممان قرار بگیرند...

مثلا روی طاقچه٬توی ویترین...

به هر حال سال ۱۳۸۵ هم خیلی سریع اومد و حالا داره میره تا به بقیه خاطراتمون بپیونده.

امسال سال تقریبا خوبی برای من بود ٬با خاطره های تلخ و شیرین فراوونی که داشتم.

بعضی اوقات با تموم وجودم دعا می کردم این سال تموم بشه و بره.

گاهی اوقات هم دوست داشتم فریاد بزنم و بگم:وایسا دنیا!

بهر حال داره سال ۱۳۸۶ فرا می رسه !!!

7 سین

یکی از سنتهای زیبای ایرونی ها نشستن سر سفره هفت سین و مرور کردن آرزوهای قلبی شونه...

آپ امروزم چه طولانی شد!!!

 

حرف آخر:عیده و امسال تنهای تنهام...

            به جای عیدی عزیزم من تو رو می خوام...

شب و روزتون قشنگ.پیشاپیش عیدتون مبارک.

خداحافظ همین حالا...

+نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت8:53توسط زهرا | |

بسم الرب النور...

دوستای خوبم سلام...

حالتون چطوره؟

یه متن از برنامه  هفت شنبه براتون میذارم:

نگام نمی کنی چرا؟

مگه نمی دونی اگه یه لحظه چشماتو ببندی دنیا تاریک تر از شب میشه؟

نگام نمی کنی چرا؟

مگه نمی دونی پیش نگاه تو زنده بودن رو زندگی می کنم؟

از پشت کدوم ابر؟

از سوی کدوم ستاره؟

از اشک کدوم شبنم؟

از مهر کدوم قلب تورو پیدا کنم دوباره؟

نگام نمی کنی چرا؟

از پس جز تو منو تماشا کرد...

دیگه خودم رو از همه پنهون می کنم.

صدا نمی کنی منو.

چرا ازم بی خبری؟

چقدر باید گریه کنم چرا منو نمی بری؟

پشت پنجره ٬آرام ٬بی صدا ٬ ولی منتظر

تو را گریه می کنم.

بیا ای انتهای التهاب و اضطراب...

بیا...

ببخشید که مطالب امروزم کم بود.

آخه کلی شعر نوشتم اما یه دفعه پاک شدند.

راستی من یه مشکلی دارم:

عکسهایی رو که از طریق سایت های معتبر آپلود می کنم در وبلاگ نمایش داده نمی شوند.

اگه شما می تونید حتما راهنماییم کنید.

چون چند تا پوستر از داداش فرزاد دارم که می خوام بذارم.

با یه شعر از داداش فرزاد تموم می کنم:

 

تو که تنها نمی مونی من تنها رو دعاکن

خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن...

...

خداحافظ همین حالا...

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت15:52توسط زهرا | |

به نام خدا...سلام

سلام دوستای خوبم.حالتون خوبه؟

راستی شنونده های رادیو جوان از مراسم دوشنبه خبر دارید؟

چند روز پیش از رادیو جوان تماس گرفتند و من رو به این مراسم دعوت کردند.

امروز تصمیم دارم متن هفت شنبه از داداش فرزاد رو بذارم...

پلک...

پلک میزنی و قلبم پشت و رو میشه...

پلک می زنی و شبم از روز جا می مونه...

پلک می زنی و روزم از شب جدا می افته...

پلک می زنی که تاب زلفت از صورتت دور بشه...

ولی منو به تب و تاب موندن نزدیک می کنه....

پلک می زنی و غم از میون دو تا چشمایی که...

دو تا چشمایی که نمیگم چیه بی خونه میشه...

پلک میزنی و غم میون سیاهی دو تا چشمت گم میشه.

خوش به حال غم...

خوش به حال غم که میون دوتا چشمای قشنگت زندگی می کنه.

این متن مال برنامه جمعه ۴/۱۲/۸۵ بود.

یه متن دیگه هم دارم که کمی قدیمی تره:

 

منو ببر به خاطره

منو ببر به رویا

من رو تا ستاره تازه کن

من رو تا تماشا دوره کن

من رو تا انتظار ساده و تنها نگاه کن

من رو تا مهربونی فقط یکبار بیازمای

تا آزمایش نگاهم پاسخت را در انتظارم...

تا بازگشت اینهمه روز

تا گل دادن این همه چشم به راهی

تا نفس کشیدن آمدنت

تا تو...

تا ته دنیا انتظارم را بیازمای

نگاهم را با نگاهت بیازمای

جانم ترانه می خواهد...

امیدوارم من هم دوشنبه بتونم برم و  دوستان هفتایی رو از نزدیک ببینم...

منتظر کامنتهاتون هستم...

یه خواهش هم دارم:

لطفا به این شایعات بی اساس توجه نکنید.تمام این حرفها شایعاتی بیش نیست..

خیلی ممنونم.

خداحافظ همین حالا...

+نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت15:42توسط زهرا | |

به نام خدا.

دوستان عزیزم سلام.

بازهم اول از همه یه شعر از سهراب رو میذارم:

 

مسافر:

دلو گرفته...دلم عجیب گرفته و هیچ چیز

نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش

نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست...

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.

و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد.

...واقعا که امروز دلم خیلی گرفته...

آسمون دلم ابریه...

راستی یه متن مثل همیشه قشنگ هم از داداش فرزادم براتون میذارم..

 

نخ به نخ خاطراتت را می ریسم.

تار یادت و پود فراموشی ام هیچ کدام به هم نمی نشینند.

نه تاری می آویزم نه پودی می کشم.

انگار بر داربست می لغزم...

من هیچ فریادی را رسوا نکردم...

من هیچ ناله ای را شانه نکردم...

من از نگاه ترنج عاشق ریشه های تو شدم...

من از میانه به حاشیه نشستم...

من خیالم غبار آلود است...

گلیم ماندن من را هیچ نامی نتکانده است...

من پشت هیچ خاکی از یادت بر نیامده ام...

من آرمیده ام...آرام آرام...

 

به دنبال آرامش به همه جا سرک کشیدم...

خسته و ناتوان با چشمانی زار و ناامید

دیدم که تو در نزدیکی من هستی..

آنگاه بود که فهمیدم آرامش من تو هستی..

 

 

مطالب امروزم همین بود .

راستی این رو هم بدونیم که با شایعه ساختن های بیجا پشت سر مردم ما به هیچ کجا نمی رسیم...

این رو بدونیم که هیچ کس بخاطر ساختن این شایعات از ما تشکر نمی کنه...

 

خداحافظ...دلم انگاری گرفته...

دلم خیلی گرفته....

 

 

 

+نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت8:36توسط زهرا | |